پشتوانه ۲ مدال طلایی حنانه کاشانی پدرش است
حنانه کاشانی فقط ۹سال دارد، اما وقتی از مسیر ورزشیاش حرف میزند، انگار بیشاز اینها روی تاتامی مبارزه کردهاست. از ششسالگی پا به دنیای هنرهای رزمی گذاشته و حالا در همین سن کم، دو مدال طلای استانی در کارنامه دارد؛ مدالهایی که حاصل ساعتها تمرین، زمینخوردن و دوباره بلندشدن هستند.
حنانه، رزمیکار محله اروند است، دختری آرام و کمسنوسال که تجربههایی جدی از کاراته دارد.
-چطور شد که کونگفو را شروع کردی؟
اصلا تصوری از کونگفو نداشتم. به پیشنهاد پدرم در کلاسی که نزدیک خانهمان، در محله اروند بود، ثبتنام کردم. اولش فقط برای امتحانکردن رفتم، اما کمکم به این رشته علاقهمند شدم.
-چه چیزهایی باعث شد به کونگفو علاقهمند شوی؟
فضای کلاس برایم جذاب بود. تمرینها متنوع بودند و هر جلسه چیز جدیدی یاد میگرفتیم. هم تحرک داشت، هم هیجان. از طرفی احساس میکردم بدنم قویتر میشود و اعتمادبهنفسم بیشتر.
-الگوی ورزشیات کیست؟
پدرم؛ کشتیگیر است. از بچگی تمرینهای پدرم را میدیدم و دلم میخواست شبیه او باشم.
-اگر کونگفو را انتخاب نمیکردی، سراغ چه ورزشی میرفتی؟
کشتی. هنوز هم به کشتی علاقه دارم، اما در سن من، کلاس کشتی برای دخترها در مشهد وجود ندارد. اگر روزی چنین امکانی فراهم شود، دوست دارم این ورزش را هم امتحان کنم.
-اولین مدالت را چه زمانی گرفتی؟
سال۱۴۰۱. در مسابقات استانی کونگفو زیرنظر انجمن کونگفوتوآی مشهد شرکت کردم و مدال طلا گرفتم. سال بعد هم دوباره توانستم همین مدال را کسب کنم.
-تصور میکردی مدال طلا بگیری؟
بله. پدرم و مربیام خیلی به من اعتمادبهنفس داده بودند. همیشه میگفتند میتوانم موفق شوم و خودم هم باور داشتم که از پسش برمیآیم.
-ورزش چه تغییری در روحیهات ایجاد کرده است؟
من هنوز هم کمی آرام و خجالتی هستم، اما ورزش خیلی کمکم کرده است. الان اعتمادبهنفسم بیشتر شده است، خودم را بهتر باور میکنم و حتی در درسها نمرات بهتری میگیرم. همه اطرافیانم هم از تأثیراث مثبتش میگویند و تغییرات من را دیدهاند.
-الان کجا تمرین میکنی؟
مجموعه ورزشی المهدی (عج). سه روز در هفته به آنجا میروم. علاوهبر آن، در خانه هم با پدرم تمرینهای قدرتی انجام میدهم.
-تابهحال وقفهای هم در تمرینهایت افتاده است؟
بله، حدود یک سال، تمرینهایم متوقف شد. خسته شده بودم و دلم نمیخواست ورزش کنم، اما بعداز مدتی دوباره برگشتم. حالا احساس میکنم قویتر از قبل هستم و میخواهم جدیتر ادامه بدهم و دیگر هیچوقت رهایش نکنم.
-برای آینده چه آرزویی داری؟
دوست دارم مدالهای بهتری بگیرم و قهرمان جهان شوم. دوست دارم روزی مربی بچههای اینجا شوم. درکنار ورزش، میخواهم در درسها هم موفق باشم و باعث سربلندی خانوادهام و کشورم شوم.
* این گزارش دوشنبه ۱۵ دیماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۵۴ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.
